جستجو   :  

درد بی درمان روستاها

 

روستا همواره به عنوان یک ضرورت برای توسعه ملی شناخته می شود اما این مقوله همواره در روزهای خاص همچون روز ملی روستا یا جشنواره های خاص مورد توجه قرار می گیرد و همچون موجی می آید و بعد از مدتی به فراموشی سپرده می شود، اصولا همواره این سوال مطرح است آیا واقعا روستاها مهم هستند یا قرار است مقوله توسعه روستایی به عنوان یک ابزار در جهت بهره مندی از منافع همچون انتخابات یا موارد مشابه مورد توجه قرار بگیرد؟ برگزاری چهارمین جشنواره توانمندهای روستائیان و عشایر موجب شد تا با یک نگاهی دیگر به مقوله روستا و توسعه روستایی توجه شود و صد البته امید است این نوشته و سایر نوشته های مشابه به گوش مسئولین امر برسد تا شاید دوای دردی باشد که در حال حاضر بدون درمان است...

در یک بررسی اجمالی و نگاهی به مناطق روستایی کشورمان می توان مشکل روستاها را تشخیص داد، در واقع مشکل روستاها مشخص است اما درمان آن مشکل است بویژه زمانی که نخواهیم بدانیم درمانگر این مشکل قرا است چه کسی باشد، مسلم است که مشکل روستاها در وهله اول ایجاد اشتغال و متنوع سازی در آمد می باشد. حال سوال این است برای حل این مشکل مسئول چه کسی خواهد بود؟ در واقع چه نهادی به عنوان مجری اصلی این مقوله عهده دار وظایف توسعه خواهد بود، در واقع یک سر در گمی عجیبی در رابطه توسعه روستایی مشاهده می شود و این مشکل در جوامع شهری کاملا مشخص شده است و مردم و متولیان می دانند که برای رفع مشکل خود چه کسی را باید به پاسخگویی بکشانند اما در مقوله روستا این موضوع کاملا متفاوت است.تا زمانی که حدود وظایف و ایجاد تعاملات سازمانی مشخص نشود نمی توان انتظار توسعه پایدار روستایی را مشاهده کرد و عمده برنامه ها بصورت موقتی و مرهمی خواهد بود که ممکن است در آینده دوباره مشکلات نمایان شود.

متولیان نامرئی

شاید برای خیلی ها چه محققان حوزه روستایی، چه دهیاران و چه عامه مردم سوال باشد بالاخره متولی روستاها، سازمان شهرداری و دهیاری است؟ معاونت توسعه روستایی است یا جهاد کشاورزی یا بنیاد مسکن یا سازمان های غیر دولتی ... بطور مشخص در مقوله شهری همه مردم مطالبه گری خود را از شهرداری و شورای شهر، انجام می دهند و شهردار هر شهری وظیفه پاسخگویی به سوالات مردمی را عهده دار است اما این مقوله در روستاها کاملا متفاوت است و دهیاران نمی توانند پاسخگویی مطالبات عامه مردم باشند زیرا دهیاران نمی دانند آیا آینده خواهند بود یا خیر زیرا هنوز آینده شغلی آنها مشخص نشده است و اغلب دهیاران باید منافع شورا را تامین نمایند تا منافع عامه مردم را، همین عوامل باعث شده مقوله توسعه روستایی به یک معضل تبدیل شود. از سوی دیگر رویکرد جزیره ای سازمان هاس متولی حوزه روستاها که گاها تعدادشان به بیست سازمان هم می رسد باعث می شود برخی طرح ها و برنامه ها در تضاد یا مکمل طرح های دیگر نباشد و از سوی طرح ها در سطح کلان نباشد و بیشتر رویکرد منطقه ای به خود بگیرد و تا زمانی که این مشکلات را نتوان حل کرد نمی توان انتظار توسعه ای عملکرا در روستاها داشت.

کافی است نگاهی به سازمان های متولی داشت تا مشخص شود هماهنگی می شود یا خیر؟

معاونت توسعه روستایی،سازمان برنامه و بودجه، وزارت کشور، جهاد کشاورزی، بنیاد مسکن، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، وزارت بهداشت و آموزش پرورش، وزارت کار و رفاه اجتماعی، سازمان فنی حرفه ای ، کمیته امداد، سازمان های غیر دولتی و بخش خصوصی همچون (بنیاد علوی، بنیاد برکت؛ ...)

 

مسئله یابی

تا زمانی که مسائل و مشکلات روستایی را با یک نگاه جامع نگر، مورد نقاد قرار ندهیم، نمی توان انتظار معجزه برای توسعه روستایی داشت در واقع مشکل اصلی روستاها کجاست و این نکته باعثص شده محققان و برنامه ریزان ذره بین به دست به دنبال مشکل بگردند اما می توان مشکل را پیدا کرد

با یک نگاهی اجمالی می توان به این نتیجه رسید دیگر بخش اعظم مشکلات روستائیان امکانات زیربنایی (همچون آب، برق و جاده) نیست و به حمد الله این مشکلات در بخش اعظم روستاها مرتفع شده است و حال مشکل اصلی روستائیان عدم تناسب هزینه ها با درآمدهای حاصله است به بیان دیگر روستائیان به آن بینش و آگاهی رسیده اند که می دانند که باید مطالبه گر بود.

 

در حال حاضر وجود ارتباطات در مناطق روستایی باعث شده که روستائیان روحیه مطالبه گری داشته باشند، وقتی یک روستایی می بیند که می تواند در خارج از روستا در آمد بیشتری کسب نماید و یا خدمات رفاهی بهتری (همچون بیمه) به آنها تعلق می گیرد چرا در روستا بماند؟ وقتی می بیند محصولات کشاورزی بوسیله دلالان با چند برابر قیمت از مزرعه به مصرف کننده می رسد و سود اصلی به جیب دلالان می رسد چرا در روستا بماند؟ از سوی دیگر باید توجه داشت وجود فناوری های نوین باعث شده هزینه های روستائیان افزایش بیابد منتهی درآمدهای آنها ثابت بماند، یک مثال ساده می تواند مسئله را روشن کند

زمانی که کشور می بیند قیمت گندم، کلزا و سایر محصولات از سال 92 تا سال 98 تنها رشد 20 درصدی داشته است و هزینه های زراعی و دامی رشدی 100 و گاها 150 درصدی داشته، نمی تواند به کشاورزی خود ادامه دهد و این عوامل باعث بی رغبتی به حوزه کشاورزی و دامپروری می شود.

 نکته ای که باید توجه داشت این است که نه تنها روستائیان بلکه بیشتر مردم هزینه فرصت کار خود را بیررسی می کنند در مناطق توریستی و گردشگر پذیر وقتی کشاورزی می بیند درآمد حاصل از فروش و تقطیع اراضی و تبدیل آن به ویلا باعث درآمد چندین برابری می شود مسلما است که هر چقدر هم بگویم کشاورزی خوب است نمی توان انتظار تمکین به دستورات را داشت.

بی عدالتی

یکی دیگر از مشکلات روستائیان وجود بی عدالتی است وقتی یک کارآفرین یا شاغل حوزه روستایی میبیند برای دریافت یک وام ساده باید مشقت های فراوانی را تجربه کند نمی توان انتظار داشت که در روستا بماند؟ بسیاری از طرح های اشتغالزای روستایی در مرحله بانکی که می رسد به بن بست خواهد رسید زیرا موسسات مالی آنچنان سخت گیری های برای روستائیان می کنند که اگر برای دانه درشت ها می کردند این مقدار ابر بدهکار بانکی مشاهده نمی شود، زمانیکه در اعطای تسهیلات تبعیض مشاهده شود نمی توان به یک روستای خرده گرفت که باید بمانی، از سوی دیگر هنوز برای یک جوان تحصیلکرده روستای ابزار و خدمات لازم را فراهم نکرده ایم و وقتی یک تحصیلکرده روستایی می بیند که دریافت مجوزها چه مشقت فراوانی را در پی دارد به خصوص زمانی که مشکل بین سازمانی و پاس کاری های بین سازمانی هم شروع شود نمی توان منتظر معجزه ای برای روستائیان را داشت. از سوی دیگر زمانی که یک روستای می بیند یک متخلف در کنار مسکن خود یا مناطق همجوار به کار ویلا سازی مشغول است اما با آنها برخورد نمی شود نمی توان منتظر بود تا روستایی مقید به قانون باشد و دیگران قانون گریزی کنند

گردشگری، به نام روستای به کام شهری

یکی از ظرفیت های که در روستاها به آن تاکید فراوانی می شود مقوله گردشگری و توسعه گردشگری روستایی می باشد، مقوله گردشگری زمانی می تواند موثر واقع شود که یک روستایی بتواند از منافع آن به نحو احسن استفاده نماید اما آیا اینگونه است

در حوزه گردشگری، روستای چه منفعتی می برد؟ چرا روستائیان از مزیت های گردشگری بی بهره اند، وقتی یک روستایی می بیند منفعت های گردشگران به جیب هتل داران و رستوران داران شهری می رسد چرا باید مشتاق گردشگری باشد؟ در واقع شلوغی و تخریب وجهه طبیعی برای روستائیان است و بهره مالی به جیب شهری ها و غیر بومی های روستایی خواهد رفت سوالی دیگر اینکه زمانی از یک جاذبه توریستی و طبیعی هزینه ای اخذ می شود آیا روستا و روستایی از این منابع درآمدی بهره خواهد برد یا خیر

 

تا زمانی که یک ساز و کاری برای بهره مندی روستائیان از گردشگری دیده نشود نمی توان منتظر رغبت روستائیان به گردشگری داشت، از سوی دیگر مقوله بوم گردی مطرح است سوال اساسی اینجاست در مقوله بوم گردی تا چه میزان به استانداردهای بوم گردی توجه شده است و آیا واقعا همه مجوزهای بوم گردی ، واقعا بوم گرد هستند یا مسابقه مجوز دهی صادر شده است؟

بی اعتنایی به علم

درد آور است که بگویم در کشور برای مقوله روستایی چندین رشته وجود دارند اما در حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی سهم ناچیزی داشته باشند، گاهی قلم می لرزد که بگوید بخش اعظمی از مدیران حوزه روستایی تخصص چندانی در این حوزه ندارند و صد البته هستند مدیرانی که خاک خورده این رشته اند اما به آنها بی مهره ای های فراوانی شده است، از سوی دیگر به جوانان و متخصصین جوان کمتر توجه می شوند و حلقه مدیریتی در مباحث توسعه ای بسیار محدود است و باید .... داشته باشی که بتوانی به این حلقه نفوذ پیدا کنی و متاسفانه کمتر شاهدیم از جامعه دانشگاهی در بخش کلان روستایی استفاده نمایند زیر جامعه دانشگاهی با رویکرد موشکافانه وارد می شود و این امر موجود دلخوری سازمان ها خواهد شد.

جمع بندی

روستا و توسعه روستایی بالواقع واژه مقدس و با ارزشی است چون واقعا روستائیان از سرمایه های واقعی کشور شناخته می شوند و صرفا برگزاری جشنواره یا روز ملی روستا کمترین کاری است که می توان برای آنها انجام داد و امیداوریم کمک به روستائیان همواره با نگاهی واقعگرا نه ترحمانه صورت پذیرد زیرا هر چه از روستا بگویم کم گفته ایم. از روستا و روستایی گفتن تمامی ندارد و صد البته این نوشته بخش مختصری از دغدغه ها و چالش های حوزه روستایی است و اگر گوشی برای شنیدن دغدغه های روستائیان باشد و آغوش سازمان ها برای محققین باز باشد، هر کدام از مباحث بیان شده خود مبحث فراوانی دارد و آماده ایم برای هر مبحث با دید آماری و علمی گزارشی تهیه تا در جهت اعتلای روستا و روستای گامی برداریم. با این حال مسئله یابی یک مرحله از توسعه است و مسئله بدون  راهکار نمی تواند باعث توسعه شود در انتها به صورت خلاصه ای برخی از راهکار ها را ارائه می نمایم امید است مورد توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان قرار بکیرد

-         وجود فرصتی تعاملی بین محققان و برنامه ریزان سازمانی در قالب فراخوان یا نشست های هم اندیشی

-         انتشار آمار و اطلاعات سازمانی در جهت بهره مندی محققان در راستای شناسایی چالش ها

-    تسهیل اعطای وام به روستائیان و ایجاد عدالت رفتاری و سازمانی در جهت بهره مندی همه از امکانات و سرمایه های موجود

-         مقابله با رانت خواری ها و مبارزه قاطع تر با زمین خواران و متعارضان به عرصه های روستایی

-    لزوم تدوین قوانینی در جهت بهره مندی روستائیان از خدمات گردشگری (همچون اولویت ایجاد مراکز اقامتی مختص روستائیان و افراد بومی)

تاریخ درج  :  1398/5/27  
تعداد بازدید تا کنون :295

نطرات کاربران

 
ارسال نظر 
نام شما :
آدرس ایمیل :
متن پیام  :

   
تصویر امنیتی